محمد باقر ملكيان

32

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

و نيز قسم دوم از وحى ، يعنى أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ، وحى با واسطه است ، و واسطه‌اش همان حجاب است . البته اين واسطه - مانند واسطه در قسم سوم - خودش وحى نمىكند ، بلكه تنها وحى از ماوراى آن آغاز مىشود ، و آغاز شدنش را از كلمه مِنْ كه براى ابتداء است استفاده مىكنيم . و كلمه وَراءِ در اينجا به معناى پشت نيست ، بلكه به معناى بيرون هرچيزى است كه محيط به آن چيز است ، به شهادت كلام خداى تعالى كه مىفرمايد : وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ « 1 » و اين قسم تكلم ( تكلم از ماوراى حجاب ) مانند تكلم خداى تعالى با موسى در كوه طور است كه درباره‌اش فرموده : فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ « 2 » و نيز از همين قسم است وحىهايى كه در عالم رؤيا به انبياء عليهم السّلام مىشده است . و قسم اول از وحى ، تكلمى است كه خداى تعالى با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و بدون واسطه جبرئيل مىكرد كه در آن نه رسول ملكى - يعنى جبرئيل - واسطه بود ، و نه هيچ‌گونه حجابى كه فرض شود . و چون وحى در تمامى اين اقسام مختلف منتسب به خداى تعالى است ، لذا مىتوان وحى را به طور مطلق به خداى تعالى نسبت داد و مستند به او كرد . به بيانى ساده‌تر مىتوان در هرسه قسم از وحى گفت : خدا چنين وحى كرده ، بدون قيدى كه معين كند منظور كدام يك از اقسام وحى است . و به همين عنايت ، تمامى اقسام وحى در كلام خداى تعالى به خدا مستند شده ، و

--> ( 1 ) . بروج : 20 . ( 2 ) . قصص : 30 .